|
|
|
|
|
ان الحسین مصباح الهدی و سفینه نجاه
سلام عکس بالا درباره ی حضرت محمد است نمی دانم که این چه نقشه ای است که پیامبررا مورد هدف قرار داده است آیا پیامبری که عمر خود را صرف مردم کرده و در همه حال به فکر مردم بوده است ، سزاوار این همه بی احترامی است آیا حجاب برای زنان بد بوده است که حال باید این تصویر پاسخ آن باشد .حجاب همه جا برای زنان مایه احترام بوده است و همه جا آنان را از یکسری تجاوزات به حریم خصوصیشان نجات داده است و آنان را حفظ نموده است ،حال باید به پیامبر خدا دراین باره توهین شود و مورد بی احترامی یکسری افراد سود جو قرار گیرد نمی دانم شما بگویید ... |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم بهمن 1384ساعت 19:49 توسط غریبه
|
|
||
|
|
|
|
|
بنام ایزد منان بوسه های تو گنجشككان پر گوي باغند و پستان هايت كندوي كوهستان هاست و تنت رازي ست جاودانه كه در خلوتي عظيم با منش در ميان مي گذارند .
تن تو آهنگي ست و تن من كلمه ئي ست كه در آن مي نشيند تا نغمه ئي در وجود آيد : سرودي كه تداوم را مي تپد.
در نگاهت همه مهرباني هاست : قاصدي كه زندگي را خبر مي دهد . و در سكوتت همه صداها : فريادي كه بودن را تجربه مي كند . ***** اینم یه شعر از احمد شاملو تا دوستان اینقدر نگن شعرهای سهرابو آباد کردم |
||
|
+
نوشته شده در جمعه هفتم بهمن 1384ساعت 21:1 توسط غریبه
|
|
||
|
|
|
|
|
بنام خداوندی که اشک را آفریدتا عاشق در آتش عشق نسوزد
درها به طنين هاي تو واكردم هر تكّه نگاهم را جايي افكندم، پر كردم هستي ز نگاه بر لب مرداب، پاره لبخند تو بر روي لجن ديدم، رفتم به نماز. در بن خاري، ياد تو پنهان بود، پاشيدم به جهان. بر سيم درختان زدم آهنگ ز خود روييدن، و به خود گستردن. و شياريدم شب يكدست نيايش، افاشندم دانه راز. و شكستم آويز فريب. و دويدم تا هيچ. و دويدم تا چهره مرگ، تا هسته هوش. و فتادم بر صخره درد. از شبنم ديدار تو تر شد انگشتم، لرزيدم. وزشي مي رفت از دامنه اي، گامي همراه او رفتم. ته تاريكي، تكه خورشيدي ديدم، خوردم، و ز خود رفتم. و رها بودم. ***** سهراب سپهری |
||
|
+
نوشته شده در شنبه یکم بهمن 1384ساعت 2:4 توسط غریبه
|
|
||