|
|
|
|
|
بنام داوربر خق ماه رنگ تفسير مس بود مثل اندوه تفهيم بالا مي آمد . سرو شيهه بارز خاك بود . كاج نزديك مثل انبوه فهم صفحه ساده فصل را سايه مي زد. كوفي خشك تيغال ها خوانده مي شد . از زمين هاي تاريك بوي تشكيل ادراك مي آمد . دوست توري هوش را روي اشيا لمس مي كرد . جمله جاري جوي را مي شنيد، با خود انگار مي گفت : هيچ حرفي به اين روشني نيست . من كنار زهاب فكر مي كردم : امشب راه معراج اشيا چه صاف است ! **** سهراب سپهری با سلام و آرزوی سلامتی خدمت تمام دوستانم
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و چهارم دی 1384ساعت 11:24 توسط غریبه
|
|
||
|
|
|
|
|
بنام خداوند حکیم بزرگي بود و از اهالي امروز بود و با تمام افقهاي باز نسبت داشت و لحن آب و زمين را چه خوب مي فهميد. *** صداش به شكل حزن پريشان واقعيت بود و پلك هاش مسير نبض عناصر را به ما نشان داد و دست هاش هواي صاف سخاوت را ورق زد و مهرباني را به سمت ما كوچاند *** به شكل خلوت خود بود و عاشقانه ترين انحناي وقت خودش را براي آينه تفسير كرد. و او به شيوه باران پر از طراوت تكرار بود و او به سبك درخت ميان عافيت نور منتشر ميشد. هميشه رشته صحبت را به چفت آب گره مي زد. براي ما، يك شب سجود سبز محبت را چنان صريح ادا كرد كه ما به عاطفه سطح خاك دست كشيديم و مثل لهجه يك سطل آب تازه شديم. *** و بارها ديديم كه با چقدر سبد براي چيدن يك خوشه بشارت رفت. *** ولي نشد كه روبروي وضوح كبوتران بنشيند و رفت تا لب هيچ و پشت حوصله نورها دراز كشيد و هيچ فكر نكرد كه ما ميان پريشاني تلفظ درها براي خوردن يك سيب چقدر تنها مانديم. ***** سهراب سپهری سلام خدمت تمام دوستانم وسلامی ویژه خدمت دوستان مسیحی وتبریک فرا رسیدن سال نوی میلادی امیدوارم سال خوبی داشته باشید موفق و پیروز باشید
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم دی 1384ساعت 10:4 توسط غریبه
|
|
||